تبلیغات
آبجی كوچولو

 لینكدونی ..

عشق...-

هیلدا...-

كورش كبیر...-

20 در 20...-

گل و گلدون...-

مهسا...-

لنگه جوراب...-

سینمایی...-
معرفی فیلم های توپ و داغ

صدای سخن عشق...-

یار...-

ARCHIVE
 

 لینكدونی ..

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



چهارشنبه 8 تیر 1384:

 

یه سر رفتم به یكی از شهر های همجوار. داشتم تو خیابون راه می رفتم. سه تا پسر از كنارم رد شدن. یكیشون به دو تا دختر پشت سر من گفت "بچه های شهر ما می تركونن" با خودم گفتم:" خاك بر سرت با اون تیكه انداختنت" برگشتم دیدم دو تا دوختر كوچولو پشت سرم هستن باز با خودم گفتم:"خاك بر سرت با اون سلیقه ات" بعد یه لحظه یه نفر از درونم ندا داد خاك بر سر همتون با این جامعه ای كه دارید. خجالت كشیدم. سرخ شدم سرم رو انداختم پایین و تا شب به خودم بر نگشتم. ,

 

سورنا +عمومي , +

ویرایش در [-] || [-]

[07:06 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!