تبلیغات
آبجی كوچولو - شهریار

 لینكدونی ..

عشق...-

هیلدا...-

كورش كبیر...-

20 در 20...-

گل و گلدون...-

مهسا...-

لنگه جوراب...-

سینمایی...-
معرفی فیلم های توپ و داغ

صدای سخن عشق...-

یار...-

ARCHIVE
 

 لینكدونی ..

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



پنجشنبه 9 تیر 1384:شهریار

 

كتاب شهریار كوچولو را می خواندم. تا حالا چند بار خواستم چند بار بخونمش. ولی هیچ وقت من را مجذوب نكرد. شاید چون خودم بچه بودم ولی اینبار همه چیز فرق كرد وقتی شروع كردمش مثل این بود كه جادو شده باشم. نه دیگه نمی شد ازش دل كند. دوباره خوندمش حتی سه باره ولی هر سری برام تازه بود. بغضم گرفت. به یاد دوران كودكی افتادم. دورانی كه واقعآ طلایی بود و من ازشون غافل بودم. حالا حاضرم هر چه را دارم بدهم تا باز به اون دوران برگردم. ولی حیف كه دیگر نمی شود. فقط می شه در ذهنمون به اون دوران بریم,

 

سورنا +عمومي , +

ویرایش در [-] || [-]

[08:06 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!