تبلیغات
آبجی كوچولو - امان از دست رفاقت

 لینكدونی ..

عشق...-

هیلدا...-

كورش كبیر...-

20 در 20...-

گل و گلدون...-

مهسا...-

لنگه جوراب...-

سینمایی...-
معرفی فیلم های توپ و داغ

صدای سخن عشق...-

یار...-

ARCHIVE
 

 لینكدونی ..

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



شنبه 15 مرداد 1384:امان از دست رفاقت

 

با سلام

امروز می خوام در مورد رفاقت حرف بزنم

برای هر کس یه دوست خوب از احتیاجات حیاطی هست تا بتونه با هاش حرف بزنه.امروز من میخوام در مورد خودم حرف بزنم

و رفیقام.من تا حالا دوستای زیادی داشتم که از نمونه های خوبش همین سورنا ی باحاله.دوست آدم یکی از فایده هاش اینه که آدم میتونه باهاش حرف بزنه و درددل کنه.منم تا حالا زیاد با کسی درد دل نکردم و هس میکنم که باید با یکی حسابی حرف بزنم بیشتر حرفای من رو سورنا میدونه چون از نزدیک من رو میشناسه و پسر مشدی و قابل اعتمادی هم هست. ولی من هرچی با هرکس حرف میزنم بازم به نظرم کمه.تازه گی ها یه دوست تو چت پیدا کردم که خیلی دلم می خواد باها ش حرف بزنم ولی دو تا مشکل هست :1- اینکه من فکر میکنم اصلا مشکلات من درد نیست و بایدآنها تحمل بکنم چون وقتی مشکلات بزرگتر از خودم ها رو میبینم متوجه میشوم که مشکلات من در مقابل آنها بسیار کوچکتر هست و اگر هم کوچکتر نباشد وبزرگتر هم باشد با ید آن را برای خودم نگه دارم ومشکلم را با دیگران شریک نشوم و خودم تنهایی آن را به دوش بکشم 2-دوست جدید من یه دختره و من تا حالا با یه دختر درددل نکردم و تازه اگه یه هو (خدا نکرده)حرفای من یا اون تو قلب اون یکی اثر کرد چه خاکی به سرم بریزم.آخه آدم وقتی با یه دوستش حرف میزنه و از اون خوشش میاد مثلا رفیقش باهاش هم جنس باشه مثلا پسر میتونه بگه:( می خوامت!) یا:(کوچیکتیم)یا حتی:(دوست دارم) هیچ کدوم معنی خواسی نمیدن و به هیچ جا هم بر نمی خورن

ولی یه دختر چی؟ نه میشه بگی می خوامت نه دوست دارم آخه بدبختی این جاست که اگه بشه بگی هم من اهل این حرفا نیستم من یادم نمی یاد حتی به مادرم گفته با شم دوست دارم (متاسفانه) چیکار کنم؟

دیگه داره مقاله زیاد میشه مزاحم نمیشم! خداحافظ

 

آریا +عمومي , +

ویرایش در [-] || [-]

[02:08 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!